تبليغاتX
سپید -

ناتاشا

وتو ای نازنینکم

خرسی کوچکت را چه معصومانه در آغوش گرفتی

و آن را می نوازی

و من حقیرت

هدیه قلب تپنده اش را

به آغوش باز می گرداند

و آن را می نوارد

نوازش...

نوازش...

باچشمانی بسته

وتصویری شکننده ازاشک

درخیال

-----------------------------------------

اکنون

خرسی تو و هدیه نازنین بی قرار کوچکم

و

من و یگانه نازنین تنهاییهای کشنده ام

درآغوش یک دیگر

جای گرفته ایم

با چشمانی بسته

و سرانگشتانی نوازنده

ازاحساس جاده ای برتن بی مانندت می کشم

و روی آن می نویسم:

"دوستت دارم"

****

۱۷/۱/۸۸

+ نوشته شده توسط سپید در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 20:9 |