ناتاشا
وتو ای نازنینکم
خرسی کوچکت را چه معصومانه در آغوش گرفتی
و آن را می نوازی
و من حقیرت
هدیه قلب تپنده اش را
به آغوش باز می گرداند
و آن را می نوارد
نوازش...
نوازش...
باچشمانی بسته
وتصویری شکننده ازاشک
درخیال
-----------------------------------------
اکنون
خرسی تو و هدیه نازنین بی قرار کوچکم
و
من و یگانه نازنین تنهاییهای کشنده ام
درآغوش یک دیگر
جای گرفته ایم
با چشمانی بسته
و سرانگشتانی نوازنده
ازاحساس جاده ای برتن بی مانندت می کشم
و روی آن می نویسم:
"دوستت دارم"
****
۱۷/۱/۸۸