سرمای خورشید
مرگ چکاوک های قلبم
به ثانیه های زمان
طعنه می زند
وقتی از تو
تنها تندیسی یخی بر جای مانده
که آفتاب
بی رحمانه تاب بودن را از آن می گیرد!
I'm very concerned about shining the sun
shining...
oh! shining!
هوا گرم است
از تندیس یخیت
آغوشت چه نازک می تراود
و در سرمای آفتاب
گم می شود...
تمام شد!
سرمای خورشید
مرگ چکاوک های قلبم
به ثانیه های زمان
طعنه می زند
وقتی از تو
تنها تندیسی یخی بر جای مانده
که آفتاب
بی رحمانه تاب بودن را از آن می گیرد!
I'm very concerned about shining the sun
shining...
oh! shining!
هوا گرم است
از تندیس یخیت
آغوشت چه نازک می تراود
و در سرمای آفتاب
گم می شود...
تمام شد!
سرمای خورشید
همه جا را فرا گرفته است!...
**
+ نوشته شده توسط سپید در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت
18:7 |
