رخشا
رخت را چون ماهـ ـی می پندارم
که ابرهای دژخیم از آن مراقبت می کنند
افسوس که دیر دریافتم که
وقتی باران می بارد این تویی که گریه می کنی و به پای ابرها تمام می شود!
گریه ات
ابرها را ذوب خواهد کرد و دوباره درخشیدن خواهی یافت
ای ماه نازنین
نازنین من
ببار
و سپس
بدرخش...
بدرخش...
18 اردیبهشت 87
1:40-2 بعد از ظهر
+ نوشته شده توسط سپید در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت
20:12 |
