تبليغاتX
سپید

آهنگ رفتن داشت... می خواست برود. طاقت دیدار دوری نزدیک او را چنین شتابان کرده بود...

آهنگ رفتن داشت... دیدن پروانه و یاد او برایش خسته کننده شده بود. او خود او را می خواست.

آهنگ رفتن داشت... در همهمه ظلمتی خاموش این او بود که ندای بغض آلود زمین را می شنید.

آهنگ رفتن داشت... تاریکی شب راگردن ستاره ها گذارده بود و پژمردگی گل را پای آفتاب...

آهنگ ماندن نداشت... هرآن چه اصرار من بود نادیده گرفت و هرآن چه تردید بود درنوردیده بود.

آهنگ ماندن نداشت... بلبل عاشق و خفاش خون آشام در نظرش یک سان بود و خاموش به آینده پشت کرده بود.

آهنگ ماندن نداشت: آهنگی لازم نبود. رفتن او به ابدیت ماندنی جاودانه بود.

27/4/86

7:35-7:36


+ نوشته شده توسط سپید در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 13:37 |
 

 

قفس اشک

 

به خاطر تو

با سایه وجودت خداحافظی می کنم

ای تندیس نازنین

بدان که گرچه اشکم را به درون می غلتانم

تا ذره ای از موج خنده ام نکاهد

اما

هرگز نمی توانم

تپش قلبی در قفس تنیده را

بخشکانم....

 

 As you wish

     If you want to say

"Goodbye"

But

I wrote it

Too hard and trembling

Without any proud

That I can say about it

Again

Bye

حسین کلانتری

   ۲۴/۴/۸۶

۰-۰:۱۰

 

--- ببخشید که مجبور شدم پستو حذف کنم! نمی شد مشکلشو درست کرد! این بلاگفا نمی گیره فونتای خوب انگلیسی رو!

+ نوشته شده توسط سپید در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 و ساعت 13:0 |

آغوش بی پناهی

وقتی تو از تنهایی می سرایی

ناگهان کسی

تنهاییت را می شکند

اما

بی رحم و دل سرد

و وقتی قلبت می تپد

و سینه ات رازدار صدای بلند آن است

روحت در قفس تنت آرام می گیرد

ای بلندای هستی

به تو پناه می برم

تا مرا در موج عمیقت

به باد دهی

ای تپش معصومانه نگاه

ازتو کمک می خواهم

تا پناه بی پناهیم باشی

وقتی که:

حتا عرش هم از فریاد من نمی لرزد!

پناها!

بی پناهیم را در آغوش گیر

تا در آغوش هم دردیت جان دهم!

**

0:45-0:50

21/4/86


+ نوشته شده توسط سپید در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 12:3 |

"دل تنگ که می شوم

خیالی برای تسکینم کافی است

چرا که دل من

تنهایی اش را

به خیال تو سپرده است"

خیالی دردفام و دود اندود

و مقدس تر و سوزاننده تر از هر آتش

که آن را از اعماق سینه به بیرون دهی!

ای روح دست نایافتنی

و تسکین دل مسکین

بی صبرانه کور شدنم را به انتظار می کشم:

از خیال رخش نوری سپید

حسین کلانتری

20/4/8

2:20-2:40


+ نوشته شده توسط سپید در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 13:13 |

   

 

 

                                 دست لرزان

 

 

دستی خشکیده

و قلمی تپیده

و سیاه

از بغضی محکوم به عدم!

 

 

کاغذی سپید

خطوطی منظم

در خواهش خط خطی چند...

 

انتظار

دستی لرزان...

و همیشه سایش تضادها در تاریکی ها افشان گری می کند:

قضای حکم بغض دگردیسی یافته است:

 

....

ای تمام هستی

از انتهای وجودم که یکپارچه، وجودت است

می سرایم:

"متشکرم

و دوستت دارم"

.../

 

....

نه!

نمی توانم!

آن قدر مقدسی و دست نایافتنی

که ذهنم... وزن بی وزنی شعرم...

....

 

.... سرمه ای به چشمانم هدیه می کند

تا نگاهم را

شرم اندود کند

و به زیر افکند...

 

و صد افسوس

که روحم

در جولان خواهش تو

هنگ می کند

و از تپش

باز "می ایستاند"...

 

حال که این زخم دیرین، بیرون تراویده است

نمی توان آن را به تکه های شکسته "مشک" باز گرداند...

مگر آن که سرمه ات

نوش داروی زخم نگاهم باشد...

...]||

 

تقذیم به ح.م.ع.

حسین کلانتری

1:9-1:41

8/4/86

 

 

+ نوشته شده توسط سپید در جمعه هشتم تیر 1386 و ساعت 14:46 |

                                            

 

 

 

                                  It was a pity for you

 

 

 

 

 

 

   Extinct sun

   At the behind of glass

   Cheerles always

 

 

   Strange sity

   Sad hearts

   Air whitout you

   Heavy air

 

 

   Strange sity

   Sad hearts

   Air whitout you

   Heavy air

 

 

   Home without you

   Likes a prison

   It’s a pity for you and me

   It’s a pity for our love

 

 

   It was a pity for you, it was a pity for you, my flower

   If there was love, it would be your love, my flower

   It was a pity for you, it was a pity for you, my heart

   End of love road I’ve been alone

 

 

   “Goodbye” you said

   “Goodbye” I said

   “Are you repentant?” you said

   I said that “Never!”

 

 

   Got out of breath

   Trembling hands

   Tear on my eyes

   Pity! Did’nt say “Stay”

 

   Sorrow of an amorous isn’t slight sorrow

   What does tear profit

   When, when no one exists!

   Pain of an amorous isn’t slight sorrow

   What does tear profit

   When, when no one exists!

 

 

   It was a pity for you, it was a pity for you, my flower

   If there was love, it would be your love, my flower

   It was a pity for you, it was a pity for you, you shold be dissipated

   And old story, old story and escape the memory

 

 

   “Goodbye” you said

   “Goodbye” I said

 

   ---Kia,parvaz album

   (Translated)

                                                                                 

+ نوشته شده توسط سپید در سه شنبه پنجم تیر 1386 و ساعت 14:22 |