ساعت یکه! منمو یه کوله بار از درس! اما... حسش نیست الآن! از خودت که نمی تونی فرار کنی هان؟ بدو یه کاغذ و قلم بیار!...
عشق غم... غم عشق
این بود عشق ما و نقاب ما
اول نداشت که آخر شود به سر
پایان این غم هجران چه می شود؟ ننگر!
اینک تمام وجود من
خون است
خونی بدل شده از ستاره اشک تو
که بدان اکسیر عشق خورده است
این است تأثیر اکسیر عشق:
یک قطره اشک را کند بدل به دریای خون!
اول نداشت که آخر شود به سر
ازمیانه رسید!
و همان سان نمی توان
آن را
از میان برداشت!:
این است تأثیر اکسیر بی بدیل غمت.
**
21/2/86
1:15-1:30
خداییش حال و هواش فرق داره ها! هر داستان عاشقی یه جوره! و از یه جهت خاص کمرتو می شکنه! ِقِرچ ...!
اینو بپا مثلا:
فاصله
من می گم منو شکستن چشم فانوسمو بستن تو می گی خدا بزرگه ماهو می ده به شب من!
من می گم آخه دلم بود اون که افتاده به خاکه تو می گی سرت سلامت آینه ها زلال و پاکه!
اینه که فاصله ها رو نمی شه با گریه پر کرد یکی مون بهار سر خوش یکی مون پاییز پر درد!
من می گم فاصله مرگه بین دستایتو تا من تو می گی زندگی اینه حاصل عشق تو با من!
من می گم حالا بسوزم یا که با غصه بسازم تو می گی فرقی نداره من که چیزی نمی بازم!!
من می گم این جا رو باختی عمری که رفته نمی آد تو می گی غصه همین بود تو یه برگی توی این باد
This track-remixed
